محمد باقر شريعتى سبزوارى

260

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

حيوان چون با اراده و انديشه كارهايى مىكند ناچار همان‌طور كه به اراده و انديشهء خود آگاهى دارد به حركتى كه ناشى از اراده و انديشه است آگاهى دارد . ولى در اين‌جا يك سؤال مهم فلسفى پيش مىآيد و آن اين‌كه آيا آگاهى حيوان به فعل خود مانند آگاهى وى است به اشياى خارجى يا به نحو ديگرى است ؟ و اگر مانند آگاهى وى است به ساير اشيا ، لازم است كه اول حركت ارادى بدون اطلاع حيوان صادر شود سپس حيوان از راه يكى از حواس خود به آن آگاه شود ، و حال آن‌كه اين خلاف ضرورت است و مخصوصاً از آن جهت كه انسان هم در اين جهت شريك است و هر كسى خود را مىتواند مورد مطالعه قرار دهد . ما از حال خودمان مىدانيم كه قبل از فعل ارادى و لا اقل در حين وقوع آن از وجودش آگاهيم . پس ناچار علم حيوان به حركات ارادى خود از قبيل علم وى به اشياى خارجى نيست و به اصطلاح فلسفى « علم حصولى انفعالى » نيست ، بلكه طورى ديگر است ؛ يعنى به‌طور علم حضورى است و اين مسئله از فروع يكى از مهم‌ترين مسائل فلسفى در باب « علم و معلوم » است و همين اشاره مطلب ما را كافى است . ايضاً حيوان به غايت فعل ارادى خويش آگاه است . هر فعلى كه به مقتضاى انديشه و اراده واقع مىشود خواه ناخواه از يكى از تمايلات يا ميل‌هاى نفسانى حيوان سرچشمه مىگيرد . تمايلات يا ميل‌ها عبارت است از : منشأهاى اصلى نفسانى هيجان‌ها و اشتياقاتى كه در وجود حيوان پيدا مىشود و منجر به حركات ارادى مىشود . در وجود حيوان تمايلات مختلفى هست و هر تمايلى هيجانى به طرف شىء خاصى ايجاد مىكند : تمايل به غذا غير از تمايل جنسى و هر يك از اين دو غير از تمايل به جاه و مقام است . در اين‌كه تمايلات حيوان و بالاخص انسان چند تاست و كدام‌يك اصل است و كدام‌يك فرع ، بحث‌هاى دقيق علم النفسى شده و نظريه‌هاى دقيقى پديد آمده و شايد ما در آينده وارد اين مبحث بشويم . به هر حال ، هر فعلى كه به مقتضاى اراده و انديشه از حيوان سر مىزند خواه ناخواه از يك ميلى سرچشمه مىگيرد وغايتى كه در درجهء اول منظور حيوان است ارضاى آن ميل است ؛ مثلًا كودك احتياج به غذا پيدا مىكند و يك احساس آميخته به هيجان و لذتى در وجود خود احساس مىكند كه ما آن را « گرسنگى » مىخوانيم . اين هيجان از ميل به غذا سرچشمه